خواجه نصير الدين الطوسي
45
اخلاق محتشمى ( فارسى )
أتهاجر و تذر أرضك و سماك ؟ ! فعصاه فهاجر . ثمّ قعد له بطريق الجهاد فقال : أتجاهد ، و هو تلف النّفس و المال ، فتقاتل فتقتل فتنكح نساءك و تقسم مالك ؟ ! فعصاه فجاهد . ثمّ قال عليه السلام : فمن فعل ذلك و مات كان حقّا على اللّه ان يدخله الجنّة : ترجمه : شيطان بر راه فرزند آدم نشيند : اول بر راه اسلام گويد : اسلام مىآورى و دين پدر و اسلاف مىگذارى « 1 » ؟ ! چون فرمان او [ نبرد و ] درو عاصى شود و اسلام آورد ، بر راه هجرت نشيند ، گويد : هجرت ميكنى و زمين خود ميگذارى ؟ ! چون فرمان او نبرد و هجرت كند ، بر راه جهاد نشيند ، گويد : جهاد ميكنى تا هم نفس تو هلاك شود و هم مال تو ، تو را بكشند و زنت را ديگرى بخواهد و مالت قسمت كنند ؟ ! چون فرمان او نبرد و جهاد كند ، واجب باشد بر خداى كه او را در بهشت جاى دهد و بسعادت سرمدى برساند . ( 15 ) انّ الغزاة اذا همّوا بالغزو كتب اللّه لهم براءة من النّار ؛ فاذا تجهّزوا لغزوهم ، باهى اللّه بهم الملئكة ؛ فاذا ودّعهم أهلوهم ، بكت عليهم الحيطان و البيوت و يخرجون من ذنوبهم كما تخرج الحيّة من سلخها . فان استشهد ، يقول اللّه تعالى : أنا خليفته فى اهله ، من ارضاهم فقد أرضانى و من أسخطهم فقد أسخطنى . ترجمه : مجاهدان چون قصد جهاد كنند خدا بسوى ايشان خط بيزارى بنويسد از دوزخ ، چون ساختگى جنگ كنند خدا بايشان با فرشتگان مباهات كند ، چون اهل را وداع كنند ديوار خانهها بر ايشان بگريد ، و از گناهان بيرون آيند چون مار كه از پوست بيرون آيد . پس اگر شهادت يابند خدا گويد : من خليفهء اويم در اهل و ولد او ، هر كه ايشان را خشنود كند مرا خشنود كرده است ، و هر كه ايشان را برنجاند مرا بخشم آورده باشد .
--> ( 1 ) - اصل : نمىگذارى .